تبليغاتX
خاله بازی

خاله بازی

صفحه ی نخست | آرشيو | پست الکترونیک | خروجی وبلاگ

یه مشت چرت و پرت

سلام دوستان.خوبین؟

به به بهاره خانوم دانشگاه قبول شدن به سلامتی.

مامایی؟بچه میبینتش سکته میکنه(شوخی کردم)

در تلاتم عبور لحظه ها به پدیده عجیبی به نام دانشگاه خوردیم.

هی دنیا(منظورم منظومه شمسی بود.)

همه دارن پناهنده آمریکا میشن منم برم پناهنده بشم(کنایه به حیدری مجری شبکه 2 سیما)

انرژی هسته ای هم به خاطرات پیوست(مثه من)

برج میلاد داره میریزه مواظب باشین.

ایران رکورد عمل زیبایی بینی رو شکست(جون من دیگه دماغتونو عمل نکنین)

خبر اتفاقی:یه پیر زن 83 ساله با دزد خونه ی خود ازدواج کرد اون مرد 17 سال پیش به دزدی از خونه ی اون زن اومده بود و کل این 17 سال فقط با دیدن عکس معشوقه خود مشکلات زندگی را یکی پس از دیگری نابود میکرد و از دزدی دست برداشته بود.جالب اینجاست که وقتی پیر مرد به خونه معشوقه خود میره متوجه حضور دزد در خونه پیرزن میشه در حالی که به پیر زن آسیب رسانده بود پیر مرد ابتدا جوان دزد را دستگیر و سپس پیر زن را به بیمارستان برد و وقتی به هوش آمد پیشنهاد ازدواج آن مرد را پذیرفت.

نصیحت:سیگار نکشین.

دیگه من برم(جناب ژوله)


نوشته شده توسط بهاره و همکار در یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 1:13 قبل از ظهر | لینک ثابت |

بسه دیگه از غم گفتن بذار ما هم شاد باشیم

و اكنون كودك فهيم ماما مي شود!

پس از كلي بدبختي و اوارگي و پذيرش ننگ اينكه بنده  شاگرد شعباني مي باشم و كلاس رياضي رفتم دانشگاه  ازاد داروسازي تهران و سراسري مامايي قبول شدم !

قرار ميباشد 4 شنبه با پدر محترمه و پسر عمه ي اويزوون به ثبت ناميم!

مي رم خوابگاه دقيقا 700 كيلومتر از خانواده دور مي باشم !

شايد ديگه اين جا ننويسم شايدم بنويسم حالا تا قبل اينكه برم سعي ميكنم زود به زود بنويسم!

كلي خاطره دارم از اين وبلاگ و دوستاي خيلي خوبي پيدا كردم اميدوارم همگي موفق باشين!

 


نوشته شده توسط بهاره و همکار در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 ساعت 9:28 بعد از ظهر | لینک ثابت |

خدایا حالا که همه چیز داره این جوری تموم می شه ازت می خوام کمکم کنی صبور وساکت باشم از درون می شکنم ولی ظاهرم ابد باشه خدایا می خوام برم خودت هر چیزی رو که بهتر میدونی سر راهم قرار بده! خدایا دنیا با من سرناسازگاری داشت تو ساز سازگار بزن!خدایا کمک کن بتونم تکه های پازل وجودمو دوباره جمع کنم خدایا چینی بند خورده ارزشش کم تره اما بی ارزش نیست!

خدایا خودت کمکم کن دیگه زانوهام طاقت سنگینی این دنیا رو نداره!

یکی که در حال مبارزه شکست!

                                           بهاره


نوشته شده توسط بهاره و همکار در جمعه سیزدهم شهریور 1388 ساعت 6:54 قبل از ظهر | لینک ثابت |

عذاب

خدايا اين حق من نبود چرا بايد اينطوري مي شد چرا انقدر بايد عذاب بكشم چرا هيچ كس يه لحظه هم فكر نميكنه ممكنه ناراحت بشم ممكنه نتونم تحمل كنم ممكنه بشكنم خرد بشم ممكنه ديگه نتونم رو پاهام وايسم چرا همه فكر ميكنن ظاهر بي تفاوتم يعني ...........................................................

نميدونم ديگه هيچ راهي جز صبر ندارم بايد وايسم و در مقابلش فقط سكوت كنم شايد اين دنيا يه روزم چرخشه به شادي من بچرخونه!

                       به اميد روزي كه شايد اصلا نرسه!


نوشته شده توسط بهاره و همکار در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ساعت 6:17 بعد از ظهر | لینک ثابت |

سرزمین عجایب

سلام.

بوی پاییز میاد.یادم میاد اون قدیما(پارسال)این موقع بوی پاییز نمیومد بلکه بوی مدرسه و اینجور حرفا میومد.

عجب دنیای عجیبیه!دانشگاه حالا بیخیال ما نمیشه.بوی دانشگاه میاد.اه.

پریشب باروون اومده بود پشت بوم بودم.شب خوبمو خراب کرد.عجب قاره ی عجیبیه.

باز شروع شد این تحریم های ایران.عجب کشور عجیبیه.

شانس بد ما دوباره گشت ارشاد داره میاد.(بعد از ماه رمضون)

اصلا به طور کل اینجا سرزمین عجایب است.

آدرس:تهران-چهار راه پونک-خ اشرفی اصفهانی-مرکز تجاری تیراژه-سرزمین عجایب

(بابت ابن تبلیغ هیچ مبلغی دریافت نشده)آخه کی میاد به منه زاقارت پول بابت تبلیغ بده.

نماز روزتون قبول درگاه حق(چی میگه؟)

بای


نوشته شده توسط بهاره و همکار در سه شنبه دهم شهریور 1388 ساعت 2:27 قبل از ظهر | لینک ثابت |

و دوباره کودک فهیم مینویسد نوشته ای که  سرشار است از زندگی از مرگ از غم و شادی از انتظار از ظلم از تاریکی و از هجوم تنهایی!

از اسمانی که ابی است ولی نقاب سیاه برچهره گذاشته و سوگوار است سوگوار برای زمین و مردم زمین برای مردمانی که پوچ می اندیشندند و پر عمل می کنند و خداوندی که دیگر  مثل رگ گردن نیست بلکه دست نیافتنی مثل ورای کهکشان راه شیری است!

و من که نمی دانم چه میکنم ایستاده ام یا در راه بی پروایم یا هراسان از چه می ترسم و چرا؟

خدایا کجایی  من انقدر از خودم دورم که رگ گردنم هم فرسنگها با من فاصله دارد!

و پایان یا شاید هم شروعی دوباره


نوشته شده توسط بهاره و همکار در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 3:15 بعد از ظهر | لینک ثابت |

این تابستان جن دارد 1

سلام.خوبین؟

جناب ژوله نطق می کند.جای همگی خالی عجب تابستون مزخرفیه.کودک فهیم هی پشت سر هم پست جدید میزارن تا اینکه حرفاشون وارد حوضه ی دین و معنویت میشه حالا که جناب ژوله(خودم)ساکت شده می گن لال مونی گرفته.بریم سر اصل مطلب:

اوایل تابستون بود داشتم کارناممو نگاه میکردم(تازه گرفته بودم)توش نوشته بود جناب ژوله شما دوره ی متوسطه را با موفقیت پشت سر گذاشته اید . . . ناگهان دیدم شلوارم از ناحیه زانو دهان گشودند تا خود خونه دویدم و دویدم (دست دست دست)

چند روز بعد از اون ماجرا گوشیم زنگ خورد از توی گوشی صدای زوزه باد میومد دو دقیقه نگه داشتم ولی نه صدا قطع شد و نه کسی حرفی زد به هر ترتیب گوشی رو قطع کردم.

چون فلان حال ندارم بقیه رو توی قسمت بعد میگم(ضد حال)

خداحافظ


نوشته شده توسط بهاره و همکار در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 3:0 قبل از ظهر | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی وبلاگ


من بهاره می باشم یک کودک کاملا فهیم متولد بهار میباشم و این فصل را خیلی می عشقم راستی یادم رفت بگویم من یک کودک تقریبا 18 ساله میباشم
چون فهیم می باشم یک جمله ی فیلسوفیانه برایتان می نویسم
هر چه امروز داریم ارزوهای دیروزمان است برای فردا پس امروووووزو عشق است
اگه جایی واسه معرفی هست منم همکار کودک فهیم هستم امروز همیشه پایان داره ولی هیچوقت به فردا نمیرسه تا میرسه بهش میشه امروز پس تو خواب ببینی که به فردا رسیدی.

آرشیو مطالب

هفته اوّل آبان 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386

آخرین پست های وبلاگ

یه مشت چرت و پرت
بسه دیگه از غم گفتن بذار ما هم شاد باشیم

عذاب
سرزمین عجایب

این تابستان جن دارد 1
خدا دلش گرفته

حقیقت
تولد
من عیدی می خوام ؟!
جناب ژوله دایی می شود
اووووووووووووومدم
ملاقات با خانواده رابینسون
بازی
مدرسه بد دردیه
خداحافظ تابستون
كودك فهيم در كوهستان
کارمند جدید استخدام شد
عنوان ندارم بدبختی که عنوان نمیخواد!
کودک فهیم و زندگی عادی
تولد ژانبال ژان و مصاحبه
کوزت در نقش کودک فهیم
just for baba rezay golam!
حسن هیکل!!!
منو دختر خالم!
تفریحات کاملا سالم!
شرح بیچارگی
تحووووووووول

پیوند های روزانه

پیوند ها

وب مزخرف من( پريسا كودك 18 ساله ايي مثل خودم!)
متال (وبلاگ اقا داريوش)
جناب پاكنيا
چرت و پرت (الهام جون)
قلب من مال كيه؟؟
حجت 85
عشق اساطيري(سارا و سامان عزير)
دل نوشته هاي يك رزمي كار
بابايي
رها
پژوهشي در ارتباط با مسيحيت
چرك نويس (سامان)
راه بي پايان
پريسا
بيگانه(روياي عزيزم****)
مترسكها ايستاده ميميرند!
حميدخان(چرند و پرند)
شبي در برف
حرفهاي يك قورباغه!!
greendesert
وبلاگ اختصاصي حميد وفا
عشق و عشق و عشق(محمد)
ارش همه چي
سايگل(اس ام اس كده)
عكس شادمهر
بهشاد بوتر رشت
ياسين
فاطمه مادر بي مزار من(علي اقا)
تسليم او(ابتين باباي حنانه)
مهلا(يه خردسال فهيم شايد مثل من نباشه ولي به هر حال هست)
خيلي دوست دارم عزيزم(پريسا)
تنها(lonly)
خيال پردازي
افشين امده
عكس عكس عكس فقط عكس(شاهين)
ترنم بارون
رسپينا
مشاوره و روانشناسي(ح.برومند)
ایزدشهر
خدمات هاستينگ و دامنه
تفریح و سرگرمی
::قالب وبلاگ::

امکانات

www.agna.blogfa.com www.agna.blogfa.com
Powered by BLOGFA
File Hosting by Persian Gig

قالب وبلاگ بلاگفا

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ hamroben محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم


قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

هاست

دامين

طراحي سايت

شهر قالب وبلاگ